دنياي بدي شده از هر کدام طرف نگاه مي کني همه درگير مشکلات فراواني هستند. زندگي من هم همچون جامعه فعلي پر از آشوب هست. دلم نميخواد ببينم کشور نازنينم دچار مشکل باشه به پرچمش اهانت بشود. مگر چنين چيزي هم ممکنه....؟! مثل اين مي مونه که در يک خانواده مشکلات اجتماعي و روابط خاوادگي پيش بياد بعد جوان خانواده همه حرمت ها را بشکنه و به والدينش بي احترامي کنه....!
من هم مثل بقيه ميخواهم که جامعه اي در رفاه داشته باشيم. چرا بايد خشونت اميز رفتار کنيم؟! کاش همه جوان ها اين نکته را درک کنند. موندم توي اين همه مشکلاتي که در جامعه مان پيش امده، با اين دل ناآرام خودم چيکار کنم. آخه منم يک سري مشکلات توي خونه دارم. مثلا دارم براي کنکور خودم را آماده مي کنم اما به قول شاعر «هر دم از اين باغ بري مي رسد» يک روز عادي وجود نداره که در طي ان روز نگراني، اضطراب و دلشوره نداشته باشم. دلم ميخواست اين يکي دو ماه که برام خيلي ارزشمنده را در کنار خانواده ام با آرامش سپري کنم ولي حيف.. بهترين روزهاي عمرمان با بي مهري نسبت به همديگه، با سرد شدن روابط انساني در بين اعضاي خانواده و حتي سکوت هاي معني دار، زير پا گذاشتن اصول خانواده و ... داره سپري ميشه. شايد در ظاهر هيچي نميگم و لبخند ميزنم اما درونم طوفانه.... ممکنه هر عضو خانواده ما فکر کنه زندگي اش فقط متعلق به خودشه و هيچ ارتباطي به ديگر اعضاي خانواده نداره، اصلا فکر کنه مگه وجودش براي بقيه مهمه؟! من و مطمئنا مادرم و بقيه اعضاي خانواده هميشه نگران هم هستيم. شايد نتونيم با جملات احساساممان را بيان کنيم ولي واقعا وجود همديگه برايمان مهمه، همديگه را دوست داريم. حتي نميتونم تصور کنيم براي يکي از اعضاي خانواده مشکل کوچيکي به وجود بياد. حتما هر کدام از ما در وجود خودمان ، خود را بي کس و تنها تصور مي کنيم ولي ما همديگه را داريم يعني تنها نيستيم و بايد در نظر بگيريم که :
چو عضوي به در آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
پس فکر نکن تنهايي داري مشکلات را سپري مي کني، وقني خسته اي وقتي ناراحتي ، وقتي آشفته اي مادر، من و بقيه نگرانيم و برايت دعا مي کنيم....
کاش من مي تونستم باهات مستقيم حرف بزنم، بهت بگم حتي دوست ندارم يک خار به پات بره من عاشقتم . حتي نميتونم يک روز را بدون تو تصور کنم ولي متاسفانه انگاري انقدر از هم دور شديم که حتي فرصت نگاه کردن به همديگه را نداريم اينا حرفايي بود که امشب ميخواستم بهت بگم ولي وبلاگم بار سنيگن آن را براي هميشه به دوش خواهد کشيد چرا که فکر نمي کنم تو هرگز اين مطلب را بخواني و يا حتي برايت مهم باشد......
بچه ها براي والدينشان مثل خير جاريه مي مونند يعني با هر عمل خير ما، با عاقبت بخيري ما و نسلممان پدر و اجدادمان هم در آرامش خواهند بود. خدا کنه همه براي بابا خير جاريه باشيم...
من اين روزها آرامش ندارم،، اگر مردن و قصد جان گناه نبود ميخواستم از زندگي استعفا بدم، اخه خسته شدم از بس با زندگي جنکيدم، مراعات اين روزگار را کردم توي خودم شکستم، بابا منم ادمم چقدر ميتونم تحمل کنم روزگار چرا بعد از رفتن بابام باما ناسازگاري مي کني؟ ميدونم بابام خير و برکت زندگيمان بود و با رفتنش همه چيز سياه شد ولي بابام کم نبود، بازم داري با ما بازي مي کني؟! من که در ازمون قبلي قبول نشدم چرا بازم داري صبر و تحملم را امتحان مي کني؟! بس کن
کتاب، زندگی و من...
ما را در سایت کتاب، زندگی و من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 43
تاريخ: جمعه
20 بهمن
1396 ساعت: 9:36