مصاحبه دکتری زبان و ادبیات فارسی خرداد 96 دانشگاه شهید چمران اهواز

خرید بک لینک

مصاحبه دکتری زبان و ادبیات فارسی خرداد 96 دانشگاه شهید چمران اهواز

سلام دوستان

من برای مصاحبه دکتری در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شهید چمران اهواز جزو دعوت شدگان بودم. از زمان نتایج تا روز قبل از مصاحبه مدام در حال مطالعه بودم تا کمی بار علمی ام بیشتر باشد از جمله مکاتیب ادبی، زبان انگلیسی، ادبیات معاصر و غنایی همه را مد نظر قرار دادم.

سرانجام دوشنبه ساعت 9 راهی اهواز شدم و ساعت 6 و نیم صبح در ترمینال سیاحت (سه راه خرمشهر) پیاده شدم با دوستی از دوستان علوم پزشکی همراه شدم تا خوابگاه (نکنه جالب توجه: از همان ابتدا متوجه نرخ های سنگین تاکسی ها شدم. نفری 7500 تومان از ترمینال تا خوابگاه کرایه می گرفت)

بگذریم رسیدیم خوابگاه و من از ایشان جدا شدم چون خوابگاه انها کمی دور تر بود. خوابگاه حضرت معصومه (س) برای بچه های دانشگاه چمران اختصاص داشت. به لطف یکی از دوستانم که پیشتر با اون هماهنگ کرده بودم در خوابگاهشان مستقر شدم و کمی از خستگی راه را در یک ساعت استراحت در خوابگاه برطرف کردم.

از انجا به راهنمایی دوستان از یک در فرعی وارد دانشگاه شدم و سوار اتوبوس های دانشگاه به مقصد دانشکده ادبیات شدم. ساعت حوالی 8 بود رسیدم دانشکده و دیدم انجا پر از دوستانی بود که مثل من برای مصاحبه امده بودند. گروه اموزشی اهواز اسامی بچه ها را به دو دسته تقسیم کرده بودند و در ابتدا با خواندن اسامی دوستان مشخص می کردند متعلق به کدامین گروه هستند. گروه اول در همان طبقه در دفتر گروه زبان و ادبیات فارسی قرار بودند مصاحبه شوند. گروه دوم در طبقه فوقانی در دفتر ریاست. در هرکدام از این دفاتر سه استاد از اساتید برتر دانشکده زبان و ادبیات فارسی مستقر بودند. در طبقه همکف که من و بسیاری از دوستان در آن گروه واقع شدیم استاد نصرالله امامی و استاد قاسمی و یکی دیگر از اساتید انجا ک نامش را نمی دانم، وظیفه مصاحبه را بر عهده گرفته بودند.....

کمی بی نظمی بر محیط گروه حاکم بود و تا ساعت 9 این بی نظمی ادامه داشت تا اینکه بلاخره بر اساس حروف الفبا نام بچه ها را می خواندند و برای مصاحبه با اتاق می رفتند. نفرات اول که از اتاق بیرون می آمدند همه مشتاقانه ازشان می پرسیدند که چه سوالی از شما پرسیده شد گفتند: یک غزل از دیوان حافظ یا شعری از دیوان خاقانی را انتخاب کرده و می گفتند از روی آن بخوانید در حین خواندن ایراد از نحوه خواندن و شرح متن می گرفتند و یا سوالی در مورد یکی از لغات و ترکیبات آن شعر می پرسیدند. همین.

نفرهای بعدی هم به تریب می رفتند و همان سوال تکرار می شد. کمی بچه ها ناامید شدند اخر با یک سوال می توان بار علمی یک نفر را مشخص کرد....

به هرحال ساعت یک بعدازظهر نوبت من هم رسید رفتم داخل و این غزل را من خواندم:

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نهای جان من خطا این جاست

سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید

تبارک الله از این فتنهها که در سر ماست

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب

بنال هان که از این پرده کار ما به نواست

مرا به کار جهان هرگز التفات نبود

رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست

نخفتهام ز خیالی که میپزد دل من

خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست

چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم

گرم به باده بشویید حق به دست شماست

از آن به دیر مغانم عزیز میدارند

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب

که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست

ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند

فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست

نکته: کلمات یا ترکیبات علامت گذاری شده از جمله سوالاتی بود که مورد پرسش قرار گرفت.

و بدون اینکه حتی مدارک شناسایی داوطلب چک شود، بدون اینکه به پایان نامه ات نگاهی کرده واز ان سوالی پرسیده شود، بدون اینکه مقالات آنها مورد سوال قرار گیرد... من هم مثل بقیه فقط کپی مدارک را تحویل منشی گروه دادم و امدم بیرون.

نکته قابل توجه1: چرا در دانشکده ادبیات شهید چمران چنین روالی در نظر گرفته شد؟

علی الخصوص اینکه من در دانشگاه های دیگر شاهد بوده ام که سوالی های بسیاری از دانشجو در زمینه پایان نامه، مقالات اش، توانمندی ذهنی در مورد ادبیات، شعر، تاریخ ادبیات، ادبیات معاصر و مکاتب ادبی و همین طور سوال پرسیدن در مورد توانایی داوطلب در زمینه زبان انگلیسی پرسیده می شود اما اینجا نه!

نکته 2:

مدارک داوطلب (خواه مدارک شناسایی و خواه تحصیلی) اصلا مورد بررسی قرار نگرفت. به طوری که فردی می توانست جای دوستش بیاید مصاحبه بدهد.

نکته 3:

بی نظمی حاکم بر گروه

نکته 4:

در هنگام تحویل کپی مدارک به بچه ها اعلام شد مدارک را در یک پوشه دکمه دار قرار بدهند این چون از قبل هماهنگ نشده بود داوطلب مجبور بود سریعا قبل از مصاحبه به خرید ان اقدام کند و همین ثانیه ها اتلاف وقتی از مصاحبه می برد... در صورتی که همه دوستان مدارک خود را پوشه ای متفاوت از ان به صورت منظم قرار داده بودند.

نکته 5:

من برای ورود به دانشکده با اتوبوس آمدم، اما برای برگشت از دانشکده به سمت خوابگاه متوجه شدم درآن گرمای طاقت فرسا اتوبوسی برای آن مسیر به سمت خوابگاه نیست و گفتند باید تاکسی تلفنی بگیری ..... این یعنی بی نطمی بر دانشگاهی که به خاطر هوای گرم منطقه اش امکانات مناسب ندارد. به فکر دانشجو نیست ..

به هرحال من چند ساعتی در خوابگاه استراحت کردم و ناامیدانه از فروریختن تصوارتم در مورد دانشگاه شهید چمران بار سفر بربستم و راهی شهرکرد شدم.

در اینجا نکته ای که می خواهم اشاره کنم به دوستان این نصیحت است که اگر از مسافت دوری مثل من برای اهواز قصد تحصیل داشتید تجدید نظر کنید چون بعد مسافت زیاده و رفت و آمد سخت. اهواز شهری است با نرخ های گران. برای دانشجو با این هزینه های گزاف به صرفه تر است در دانشگاهی نزدیک شهر خود تحصیل نمایید. ضمنا شرایط خوابگاه ها مساعد نبود من قبلا در خوابگاه اصفهان بودم و اکنون با دیدن شرایط خوابگاه حضرت معصومه به این نتیجه رسیدم خوابگاه دانشگاه اصفهان، کادری مجرب، دلسوز، و از همه مهمتر قاعده مند داشتند. امکانات رفاهی آنجا عالی بود. اما خوابگاه حضرت معصومه (س)جای این دارد که مورد بازسازی قرار بگیرد انشالله.

هوای گرم اهواز که خود معضلی بود بر دیگر مشکلات تحصیل در انجا.

این مباحثی که بیان کردم دیده های خودم در طول یک روز است و ممکن است قضاوتی عجولانه باشد. نظرخواهی برای متن به صورت فعال است و هر کسی انتقادی نسبت به این مطلب دارد می تواند بگوید شاید هم نکته ای اشاره نماید چه مثبت و چه منفی که من از آن غافل بوده ام..

ضمنا برای دوستانی که برای کنکور دکتری زبان و ادبیات فارسی سال 97 این دانشگاه مد نظرشان هست بهتراست این نکته را بگویم که تنها بر دیوان حافظ و خاقانی و خسرو شیرین در حد شرح، لغات و .... آن مسلط باشند کفایت می کند. انشالله موفق و موید باشید.

[ چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 11:53 ] [ راضیه رئیسی ] [ ]

کتاب، زندگی و من...

ما را در سایت کتاب، زندگی و من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 15:09

صفحه بندی