نوروز بدون پدر

خرید بک لینک

سلام پدر آسمانیم

سلام بابایی ........

دلم تنگه برات

دیروز سرخاکت که آمده بودم گفتم آخه خدایا انصافه من بابایی اینجا باشه ....

دیروز عصر دلم نمی خواست برم گلستان و سرخاک پدرم.... قدم هام سست بودند و دوست داشتند راه را به سمت خانه ای پر از حضور پدر کج کنند........... دوست داشتم مستقیم بروم خانه و در را که باز می کنم ببینم بابا خانه است و بپرم در آغوشش و بگم بابایی دلم برات تنگ شده...........

دلم پر از غصه س بابا

بابا دلتنگ چشمات شدم .............

من نمیخوام غصه بخورم اما روزهای عید نوروزه و امسال سر سال تحویل بابام پیشم نیست

سال قبل هم عید نوروزمان تلخ بود بابا بیمار بود و حتی نفهمیدیم سال تحویل کی اتفاق افتاد و چی شد ............

امسال پدرم لحظه تحویل سال من بر بالین خاک تو سال جدید را آغاز می کنم چه تلخ است این روزها............

و روزهای بعد بدون پدر ..............

[ جمعه بیستم اسفند ۱۳۹۵ ] [ 11:1 ] [ راضیه رئیسی ] [ ]

کتاب، زندگی و من...

ما را در سایت کتاب، زندگی و من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 15:09

صفحه بندی